کانون دفاع ازحقوق کودکان
  
 
 
آذر 1383
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 9 آذر ماه سال 1383
کانون دفاع از حقوق کودکان
| بازگشت به صفحه اصلی | تماس با ما |
 

     


به مناسبت 25 نوامبر روز جهانی نفی خشونت علیه  زنان تشکل های غیر دولتی در شهر سنندج تجمع کردند. شرکت کنند گان در این تجمع طومار کمپین اعتراض به خشونت علیه زنان را امضا کردند.

زنان و مردان معترض شهر سنندج روز 25 نوامبر به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان در محل سالن فرهنگی فجر تجمع کردند. در این تجمع تعدادی از زنان سخنرانی کردند و به ابعاد خشونت بویژه خشونت بر زنان ، ریشه های خشونت ، راهکارهای مبارزه با خشونت ، جنبش برابری طلبی زنان ، خواست و مطالبات این جنبش ، قتل های نا موسی ، خشونت وزن ستیزی روشنفکران ناسیونالسیت  پرداختند.محل برگزاری مراسم با پلاکارد های که از طرف کانون دفاع از حقوق کودکان و جامعه حمایت از زنان نصب که روز ان نوشته شده بود خشونت علیه انسانها را محکوم میکنیم . خشونت بر کودکان را محکوم میکنیم . خواست بشریت متمدن آزادی ، عدالت ، رفاه و خوشبختی است. و....  سخنران های این مراسم  دیبا علیخانی عضو کانون دفاع از حقوق کودکان و دبیر کانون جامعه حمایت از زنان ثریا محمدی عضو کانون و رییس هیئت مدیره جامعه حمایت از زنان ، فیروزه مهاجر یکی از فعالین زنان از تهران ، رویا طلوعی ، شهلا امین اسلامی  از فعالین امور زنان بودند . در قسمتی از این تجمع جلسه پرسش و پاسخ درمورد خشونت و گرایشهای موجود در جنبش اجتماعی زنان تشکیل شد و تعدادی از شرکت کننده گان معترض به سخنرانی رویا طلوعی با موضوع فمینسم کردی اعتراض کردند و بحث و جدلی جدی به مدت دو ساعت ادامه داشت . در پایان مراسم کمپینی از طرف تشکل جامعه حمایت از زنان با عنوان خشونت بر زنان را محکوم میکنیم اعلام گردید. که شرکت کننده گان با امضا طومار از این کمپین حمایت و استقبال کردند. تشکل های شرکت کننده در این تجمع : کانون دفاع از حقوق کودکان ، جامعه حمایت از زنان ، انجمن کوه نوردی هه وراز بودند.


روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان

                  شهر سنندج

2004© All rights reserved for koodakan.blogsky.com  IRAN-SANANDAJ

 
سه شنبه 3 آذر ماه سال 1383
کانون دفاع از حقوق کودکان
| بازگشت به صفحه اصلی | تماس با ما |

 

 آزاد زمانی


کشتارکودکان بی دفاع فلوجه تراژدی نقض حقوق بشر

کودکان عراقی قربانیان بی دفاع میدانهای جنگ وتروریسم هستند.گزارشات واخبارحکایت ازفاجعه ای هولناک در شهرهای عراق بویژه شهر جنگ زده فلوجه دارد.ارمغان طرفهای جنگ برای مردم بی دفاع بمباران ، کشتار، ویرانی وسیاهی است.آمریکا ومرتجعین تروریست مردم عراق را ازچاله به جهنم کشیدند.جهنمی از آتش وباروت،گلوله وانفجار‏،مرگ وسیاهی.خانه ها رابرسرمردم ویران کرده اند. مدارس وبیمارستانها را به دژ آدم کشی تبدیل کرده اند. مراکزخدماتی وبهداشتی را غارت وسوزانده اند.آرامش وامنیت به کلی ازمیدان رخت بربسته وزندگی مردم به سیاهی نشسته است . شب وروز صدای توپ وتانک ،غرش هواپیمای بمب افکن صدای خوفناک مرگ را درگوش شهرمی خواند ، سفیرگلوله پی درپی درب ودیوار رامی کوبد وهردم زندگی انسانی، زنی، کودکی وجوانی را می گیرد و درخون وخاک می غلتاند.دراین کارزارهیچکسی درامان نیست. جنگ فرمان ابیلیسیان است کودک وپیر، سیاه وسفید نمی شناسد.ازبوش وبلرگرفته تا بن لادن وفرماندهان مرتجع محلی غضب می بارد وترحم دراین جنگ جایزنیست .به زخمی واسیر هم رحم نمی کنند. درمیدان این جنگ هرکس به دست دیگری افتد غافل ازاینکه بی طرف باشد یاطرفدار، حکم رم والموت است. فرصت فریاد به کسی نمی دهند. گویا جنبیدن ، کاخ سفید تا دخمه سیاه را به خطر می اندازد .ضجه مادرانی که عزیران قربانی وزخمی خویش را درآغوش گرفته اند به هیج جایی نمی رسد . تلاش نوزاد برای یافتن پستان مادرش که درکنارش افتاده است بی نتیجه می ماند وسرانجام کودک در خون جاری مادرش غرق میشود ازگرسنگی و تشنگی می میرد.هرلحظه دیواری برسرجمعی خراب میشود، کودکان که توان فرار ندارند زیر آوارمی مانند. کودکان که فهم پناه گیری ندارند مورد اصابت گلوله وترکش قرارمیگیرند وپس از چند لحظه دست وپازدن زیبایی وجودشان در خون پرپرمیشود.جنگ است وگریزوتعقیب. نه فریاد رسی هست نه مددکاری بوی باروت وجسد وتعفن بیماری را رواج میدهد وزنده گان را امان نمی دهد . تکاپو برای یافتن نان وآب مشکل است وبه قیمت جان تمام میشود. باندهای تبهکاروتیمهای شبهه نظامی فرصت پیدا کرده به غارت و چپاول مشغولند.شیرازه زنده گی ازهم پاشیده است.

اینها تصویرهایی از زندگی مردمی است که درجهنم جنگ گرفتارند .جنگی که مردم فلاکت زده عراق هرگز آن را نخواسته اند.این مردم ناخواسته محیط زندگیشان  به جولانگاه یانکی ها و تروریستهای مرتجع تبدیل شده است این جنگ به مردم عراق تحمیل شده است . این جنگ جامعه عراق را به قهقرا می برد این جنگ غیر انسانی است. هردوطرف این جنگ ناحق اند ومنافع مردم عراق را نمایندگی نمی کنند. منافع طرفین جنگ سوا ازمنافع مردم عراق است .

تنها راه نجات مردم از این جهنم دخالت خود مردم است . باید مردم سرنوشت خویش را به دست گیرند. باید نیروهای نظامی وشبهه نظامی از شهرها ومحل زندگی مردم  خارج شوند . جنگ در عراق یک جنگ ارتجاعی وضد بشری است . طرفین جنگ باید به جرم جنایت درحق مردم محاکمه شوند .


 28/8/1383

2004© All rights reserved for koodakan.blogsky.com  IRAN-SANANDAJ

 
جمعه 29 آبان ماه سال 1383
کانون دفاع از حقوق کودکان
| بازگشت به صفحه اصلی | تماس با ما |

 

          دیبا علیخانی


ژیلا اسمی که باید فراموش شود ؟ حتی خودش را هم فراموش کند . این درست که او باید و بخاطر خودش در گمنامی زندگی کند تا از تعبیرها و تفسیرهای اجتماع در امان بماند اما تفسیر اول به غیر از روان شناسی مریض احوال و معلوم الحالی که انسانهای جامعه ما از آن بهره مند ند از چه علم دیگری برمی آید ؟؟ و تازه تکلیف ما با شرایط وحشیانه و خفت باری که این معضل را پدید آورد چیست ؟؟ هنوز علم روان شناسی و جامعه کاوی حاکم بر این اجتماع این تشخیص را نداده که همه ی انسانها تلاش کنند تا شرایط هولناک , نابرابرو توحش زای موجود که علت چنین پدیده هایی است از بین رفته و بدست فراموشی سپرده شود ؟؟آیا این همه قربانی انواع جنایتها, بی مبالاتی ها و عدم آموزشها , ناآگاهیها که اکثریت قریب به اتفاق ریشه در فقر اقتصادی دارد دلیلی بر به سیاه چال سپردن بی عدالتی ها و ایجاد نظام تربیتی هماهنگ و غنی به لحاظ آموزش و پرورش برای همه ی انسانها نیست ؟؟

ژیلا در بهار 70 در خانواده ای 11 نفره بدنیا و تنگدست آمد خانواده اش فارغ از آگاهیهای تربیتی و پرورشی فقط می توانستند از پس سیر کردن شکم بچه ها بر آیند نرمی که در خانواده های پر جمعیت و فرو دست جامعه رایج است . بچه های بزرگتر ترک تحصیل کرده در کنج خانه بودند یا خیابانهای شهردستفروشی می کردند . هیچ کس منتظر تولد او نبود . تولد او بر طبق عادت انسانهایی سهل انگارو خود قربانی صورت گرفت . هیچکس به فضایی که ژیلا برای زیستن نیاز داشت نیاندیشیده بود .  یعنی اصلا به کسی مربوط نبود وفقط پروسه ای تلخ و جانکاه که قلب همه ی ما را تکان داد و سهم لاینفک زندگی او و همه ی بچه های فقیر دیگر است در انتظارش بود . او تا به یاد داشت همه چیزش از تکه نانش تا پتویش را با بچه های دیگر تقسیم کرده بود . او جبرا به سن بلوغ رسید و بسیار دردمندانه تمایلات و خواسته های این سن را که معضل همه کودکان ماست تجربه کرد و به جای نشستن در کلاسهای مدرسه کودک نا خواسته اش را بدنیا آورد . به مادرش از درد جسمی غریبی که داشت شکایت کرد و مراجعه به پزشک { محرم راز !!!} و بلوا به پاکردن او در سطح شهر همان و به پلیس دادن همان تا طی شدن پروسه ی خطر سنگسار از سر گذشتن و شلاق خوردن تا زندگی امروزش در خانه ی سلامت بهزیستی که اتاقهای سرد و ساکتش میزبان اجباری اوست و همنشینی با دخترانی که بار تحقیر و توهین و بی عدالتی جامعه و سر خوردگیهای آن بر پوست و استخوانشان بیرحمانه چنگ انداخته است .

آشنایی من با این خبر شوم از طریق اخبار روز بود و انتشار بیانیه ای حمایتی ازژیلا و برادرش از طریق نشریه جامعه حمایت از زنان و بعد فعالیتم در کمیته ویژه ی دفاع از زندگی ژیلا و برادرش که توسط کانون دفاع از حقوق کودکان در سنندج ترتیب داده شده بود تا دیدارهای بعدی ام با ژیلا به عنوان مددکار و مشاور کودکان کانون که لحظه ای رنگ زرد و غبار گرفته ی او و برادرش از نظردور نمی شود و در جواب کم حوصلگی و ضعف جسمی و روحی اش فقط روزه را بهانه کرد و با لبخندی تلخ بر لبهای خشکیده اش سکوت را اختیار کرد .

این داستان سرنوشت تلخ و واقعی یک کودک و هزاران کودک بی پناه دیگری است که هیچکس مسئول زندگی آنان نیست و جامعه نیز هنوز با دیدگاه سنتی کسانی که کودک را بدنیا می آورند را مسئول میداند . بر هیچ انسان آگاهی پوشیده نیست که والدین خانواده های پر جمعیت بدلیل ناآگاهی و فلاکت ذهنی و فکری , کودکان بی شماری را بدنیا می آورند اما آیا جامعه نباید مکمل آموزشی ,تربیتی و مالی چنین وضیعتی شودتا شکافهای این بین بعدها صورت جامعه را این چنین نخراشد ؟؟ چه کسی مسئول این شرایط است این داستان تلخ نه آغاز و نه پایان چنین سیکل معیوبی است . فقط زنگ بسیار خطری است به آموزش و پرورش , مراکز حمایتی و ارگانهایی که وظیفه ی مددکاری و حمایت انسانهای آسیب دیده ویا در معرض آسیب را بر عهده دارند { نظیر بهزیستی و غیره } و اینکه اهداف و افقهای آنان تا کنون جوابگوی دردهای جامعه امروز نبوده و ضرورت تجدید نظر و بازنگری در اصول حاکم بر این ارگانها بنظر اساسی می رسد و ایجاد قوانینی اصولی و کارساز که طی آن انسانها از برآورده شدن نیازهای اساسی شان بهره مند شده و هر گونه تبعیض و نابرابری و فقر که ریشه ی تمامی مصادیق فساد و تباهی است از بین رفته  و انسانها در کنار یکدیگر , صلح و آرامش و لذت زیستن را تجربه کنند .

2004© All rights reserved for koodakan.blogsky.com  IRAN-SANANDAJ

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 39096


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها